روز واقعه دیدند که رسول خدا (ص) همراه با 4 نفر دیگر به میعادگاه می آیند.
فاطمه آمد تا تأویل «نِسآءَنا» باشد. حسن و حسین (ع) آمدند تا مظهر « أَبْنآءَنا» باشند و علی (ع) آمد تا جان پیامبر (ص) و مظهر «أَنْفُسَنا» باشد.
اسقف نجران باد دیدن چهره نورانی پاکان روزگار پا پس کشید و گفت: «چهره هایی را می بینم که اگر از خدا بخواهند که کوه را از جای خود بکَند، کوه کنده می شود، با آنان مباهله نکنید که هلاک می شوید و تا روز قیامت یک نصرانی در روی زمین پیدا نمی شود»[1]
اعمال روز مباهله
دعای روز مباهله
قرار شد دو طرف تن به احتجاج دهند
که دین مردم خود را مگر رواج دهند
قرار شد همگی با کسان خود باشند
مگر علاج به یک زخم لاعلاج دهند
نبرد شک و یقین بود و باز، اهل یقین
بنا نبود به اهل لجاج باج دهند
به حکم امر «تعالوا ...» قرار بود آن روز
مسیحیان همه پایان به یک لجاج دهند
و در قبال تمام مخالفت هاشان
به رسم روز، به اهل یقین خراج دهند
شعاع نور حقیقت به هر طرف می رفت
که از حجاز به نجرانیان سراج دهند
جهان به نور تو وابسته است، ای خورشید
خوشا که با «تو» به اهلِ تو تخت و تاج دهند
شاعر:مطهره عباسیان
پیروز باشید
سید مهدی خدایی
موج همراه
ما را در سایت اشعار.خانم سعیده.شب قدر دنبال میکنید
برچسب: مباهله, نویسنده: بازدید: 101